تبلیغات
شبدایران *دانش آموز شیراز - شما یادتون میاد؟
 
شبدایران *دانش آموز شیراز
قدرت تغییر سیستم آموزشی را نداریم اما توانایی اصلاح آن را داریم با کمک شما
                                                        
درباره وبلاگ

به نام خدا
شبکه زنجیره ای دانش آموز ایران (شبدا)که با همکاری دانش آموزان تاسیس شده با هدف پیگیری مسایل امتحانات و علمی دانش پژوهان تشکیل شده است .
و تا جایی که قدرت داشته داشته باشیم و با تمام تلاش امتحانات نهایی و اعتراضات را بررسی می کنیم.
لطفا در تمامی نظر سنجی ها شرکت کنید و نظرات خود را با ما در میان بگزارید تا بار دیگر شاهد اجحاف در حق دانش آموزان نباشیم.
مدیر وبلاگ : محمد
نظرسنجی
از عملکرد و مطالب کدام نویسنده شکایت دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: نویسنده : نازنین

شما یادتون میاد؟ تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم.

شما یادتون میاد؟ هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه…

شما یادتون میاد؟ پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

شما یادتون میاد؟ سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !


بقیه در ادامه مطلب

شما یادتون میاد؟ شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شدL….

سر زد از افق…مهر خاوران !

 شما یادتون میاد؟ خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد !

شما یادتون میاد؟ بستنی میهن رو که میگفت مامان جون بستنیش خوشمزه تره !

شما یادتون میاد؟ این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار !

شما یادتون میاد؟ دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری!!

شما یادتون میاد؟ وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبورمیشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !

شما یادتون میاد؟ آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

شما یادتون میاد؟ گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون میاد؟ صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود ولی سمت چپی ها نو بود !

شما یادتون میاد؟ آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون میاد؟ یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم،بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم:

یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

شما یادتون میاد؟ چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشنه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !

شما یادتون میاد؟ با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

شما یادتون میاد؟ به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درختان اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود !

شما یادتون میاد؟ انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

شما یادتون میاد؟ اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون میاد؟ خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات

اجتماعی !

شما یادتون میاد؟ دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

شما یادتون میاد؟ قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف میخواست با صوت بخونه

شما یادتون میاد؟ گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !!

 

چه شیطونی هایی می کردیم

یادش به خیر....





نوع مطلب : داستان، متفرقه، 
برچسب ها : دبستان، خاطرات دبستان، پاك كن، خودكار، شما یادتون میاد؟،