تبلیغات
شبدایران *دانش آموز شیراز - اروپا و فرار مغزها
 
شبدایران *دانش آموز شیراز
قدرت تغییر سیستم آموزشی را نداریم اما توانایی اصلاح آن را داریم با کمک شما
                                                        
درباره وبلاگ

به نام خدا
شبکه زنجیره ای دانش آموز ایران (شبدا)که با همکاری دانش آموزان تاسیس شده با هدف پیگیری مسایل امتحانات و علمی دانش پژوهان تشکیل شده است .
و تا جایی که قدرت داشته داشته باشیم و با تمام تلاش امتحانات نهایی و اعتراضات را بررسی می کنیم.
لطفا در تمامی نظر سنجی ها شرکت کنید و نظرات خود را با ما در میان بگزارید تا بار دیگر شاهد اجحاف در حق دانش آموزان نباشیم.
مدیر وبلاگ : محمد
نظرسنجی
از عملکرد و مطالب کدام نویسنده شکایت دارید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : محمد

 

افزایش تقاضا برای پرسنل متخصص و حرفه ای در جهان و گسترش فرصت های آموزش بین المللی، به ناچار فشار زیادی به متخصصین اروپایی وارد خواهد کرد. اروپا باید از این تغییر و تحولات در زمینه عرضه و تقاضای مهارت در سطح بین المللی آگاه باشد.بعید نیست اروپا بهترین و ارزنده ترین دانشمندان، اساتید، مدیران و مهندسان خود را از دست بدهد،بخصوص دانشمندان و مدیران جوان که به علم روز آشنایی دارند.

بازار کار در زمینه عرضه و تقاضا برای متخصصین و نیروی حرفه ای به طرز چشمگیری به سمت جهانی شدن پیش می رود.در بیشتر کشور های صنعتی،دانشجویان خارجی نسبت بالایی از جامعه دانشگاهی را تشکیل می دهند و طرح های مبادله پژوهشگران در میان بسیاری از دانشگاه های جهان در حال اجراست.شرکت های چندملیتی نیز به منظور ارتقا عملکرد خود بیش از پیش به دنبال جذب نیروهای متخصص از سراسر دنیا می باشند.

● فرار مغزها چیست؟

در تعریفی که در دانشنامه بریتانیکا از فرار مغزها ارائه شده، آمده است: " فرار مغزها عبارتست از عزیمت نیروهای آموزش دیده یا متخصص از یک کشور یا حوزه اقتصادی به کشور یا حوزه ای دیگر برای حقوق و دستمزد بهتر یا شرایط زندگی مطلوب تر." گزارشOECD در سال ۱۹۹۷ در مورد مهاجرت افراد متخصص دو مفهوم اصلی را بیان می کرد: تبادل مغزها و هدر رفتن مغزها.

تبادل مغزها نشان دهنده جریان دوجانبه خبرگان میان کشور گیرنده و کشور دهنده می باشد. با این حال هنگامی که جریان خالص به نفع خروج یک طرفه نخبگان از یک کشور باشد، از دو واژه " فرار مغزها" یا " جذب مغزها" استفاده می شود.

هدر رفتن مغزها زمانی به کار می رود که افراد حرفه ای در قالب کارگران و مستخدمینی ساده برای کار در رشته ای مهاجرت می کنند که هیچ ارتباطی با آموزش های قبلی آنان و مهارت هایی که آموخته اند، ندارد.

اخیرا جانسون و رگتز (۱۹۹۸) مفهوم جدیدی را به بحث اضافه کرده اند و آن " چرخه حرکت نخبگان " است، یعنی مهاجرت به خارج برای ادامه تحصیل و پیدا کردن شغل و سپس بازگشت به وطن خویش برای استفاده از موقعیت های بهتر. این دو نویسنده معتقدند این شیوه مهاجرت در آینده افزایش پیدا خواهد کرد؛ مخصوصا اگر دو کشور گیرنده و دهنده از نظر شرایط زندگی و تحصیل به سمت یکسان شدن پیش بروند. این گونه مهاجرت ها در میان مالایی هایی که در استرالیا تحصیل کرده اند مشاهده می شود.

در بررسی انجام شده توسط OECD در سال ۱۹۹۷، بیان شد که با وجود اهمیت بالای موضوع مهاجرت افراد حرفه ای به سمت توسعه و مدیریت بین المللی اقتصاد، دانش ما در مورد الگو ها و روند این مهاجرت ها هنوز اندک است. به عبارت دیگر هنوز تفاوت میان گروه مهارت دیده و زیرگروه های آن به طور دقیق بیان نشده و تعریف جامع و قابل قبولی در مورد معنای کلمه مهارت دیده وجود ندارد.

عوامل متعددی در حرکت و مهاجرت متخصصین دخیل است. اولا در زمینه تولید، علم بیش از هر زمان دیگر به سمت جهانی شدن پیش می رود. شرکت کردن در برنامه های آموزش بین المللی که شامل انواع گسترده ای از مبادلات بین المللی و کمک هزینه های تحصیلی می باشد، علاقه دانشمندان جوان را به کار در خارج از بر انگیخته است و در وافع باعث شده تا فارغ التحصیلان بومی چشم اندازی جهانی در برابر خود مجسم کنند. علی الخصوص کشور های کوچکتر از قبیل هلند و ایرلند در صددند تا فارغ التحصیلان بیشتری با تجربه ای در سطح بین المللی برای کار در خارج از کشور آماده سازند تا از این طریق جوابگوی نیازهای فعالیت های تجاری خود در سطح جهانی باشند.

ثانیا در عرصه تقاضا، درخواست برای پرسنل با تجربیات بین المللی رو به افزایش است. انگیزه اصلی برای تقاضا از خارج، کمبود متخصصین داخلی در بعضی رشته های خاص و در مناطقی خاص می باشد. هم چنین کارفرمایان به دنبال افرادی با قابلیت های بالا می باشند.

سیاست های حامی مهاجرت هم در کشورهایی که اینگونه سیاست گذاری هایی را در پیش گرفته اند، عاملی برای مهاجرت در این کشورها محسوب می شوند.

● آیا اروپاییان نیز مهاجرت می کنند؟

در طی چند سال گذشته، مهاجرت کل اروپاییان به آمریکا تقریبا ثابت بوده است. تعداد مهاجران اروپایی به آمریکا در طی سال های ۹۶،۹۵،۹۴ به ترتیب رقمی معادل ۶۲۶۵۸، ۴۴۸۷۰ و ۴۶۷۷۰ نفر برآورد شده است. در سال ۹۴، تعداد مهاجران نسبت به سال های ۹۵ و ۹۶ بیشتر بوده که این امر به قوانین آمریکا در آن زمان مربوط می شد که به موجب آن تعداد بیشتری از دانشجویان می توانستند در آمریکا اقامت کنند.

● چه قشری و از کجا بیشتر مهاجرت می کنند؟

مهاجرت در اروپا به شدت متغیر است. انگلستان و ایرلند بیشترین تعداد مهاجران را دارا می باشند. هم چنین انگلستان مقام اول را در میان مهاجران به امریکا (۲۹۳۴) دارد. پس از آن آلمان (۱۵۰۱) و فرانسه (۶۸۸) در رده های دوم و سوم قرار می گیرند. بزرگترین گروه مهاجران که ۲۵% آنان را نیز تشکیل می دهند به کالیفرنیا ، ۱۰% به نیویورک و نزدیک به ۸% به ماساچوست مهاجرت کرده اند.

● تعداد متخصصین

در سال ۹۶، ۷۶۳۸ نفر از متخصصان اروپایی توانستند ویزای اقامت دائم آمدیکا را دریافت کنند. متخصصانی شامل مدیر اجرایی، معمار، مهندس، نقشه بردار، ریاضیدان و مهندس کامپیوتر، دانشمندان علوم طبیعی، پزشکان ، پرستاران و معلمان. بزرگترین گروه مهاجران اروپایی به آمریکا را افرادی تشکیل می دهند که مشاغل اجرایی دارند (۴۳۲۴ نفر). اکثر این مهاجران ابتدا به قصد سفر کوتاه مدت اروپا را ترک می کنند ولی به تدریج ادامه زندگی خود را نیز در آمریکا سپری می کنند.

● مهاجران دانشگاهی

در حدود ۵۰% از کل اروپاییانی کهPh.D خود را در ایالات متحده گذرانده اند، برای مدت بیشتری بعد از آن باقی مانده و بسیاری از آنها به طور دائم می مانند. این مسئله همچنین در اطلاعات دارنگان اروپایی دکتری در بنیاد ملی علوم قابل بازتاب بود. اطلاعات نشان می دهد که در سال ۱۹۹۵ حدوداً ۱۷.۰۰۰ اروپایی که بعد از تکمیل Ph.D خود در ایالات متحده باقی مانده اند که از این تعداد حدود ۱۱.۰۰۰ نفر قبول تابعیت کرده و شهروند شدند و حدود ۳.۹۰۰ تن از آنها مقیم دائمی شدند که این شامل دارندگان Ph.D در تمام رشته ها می شود.

در علوم و مهندسی، ۸.۷۶۰ از دانشجویان Ph.D فارغ التحصیل شده بین سالهای ۱۹۸۸ – ۹۵ (۷ سال) اروپایی بودند. آمار وزارت کار ایالات متحده نشان می دهد که بیش از نیمی از این افراد همچنان ایالات متحده بسر می برند، حتی بعد از گذشت ۵ سال از فارغ التحصیلی. فارغ التحصیلان اروپایی دکترا دارای نرخ ماندن بسیار بیشتری در ایالات متحده نسبت به همتایان کره ای و ژاپنی خود می باشند. بین ژاپن و اروپا در تمایل به ماندن تفاوت فاحشی وجود دارد: تنها ۸% از فارغ التحصیلان ژاپنی می مانند.

فارغ التحصیلان انگلیسی دارای بیشترین نرخ ماندن در ایالات متحده هستند، در حالی که بیشتر فارغ التحصیلان آلمانی (حدود ۷۵%) و فقط حدود ۳۰% از فارغ التحصیلان انگلیسی بر می گردند. یونان جایی در میان انگلیس و آلمان را با نرخ بازگشت حدود ۶۰% اشغال کرده است.

با این وجود، تفاوت بسیار زیادی بین رشته تحصیلی وجود دارد. به عنوان نمونه از میان فارغ التحصیلان انگلیسی، ۷۳% از فارغ التحصیلان مهندسی ،۶۵% در رشته های علوم انسانی و ۶۰% در رشته های علوم طبیعی باز نمی گردند، بعلاوه احتمالاً جالب توجه است که در سال ۱۹۹۶، ۱۰۰۰ نفر از فارغ التحصیلان Ph.D که کسب و کار خود را در ایالات متحده شروع کردند، اروپایی بودند.

● فرار مغزها و نقش برتری

با وجودیکه ایالات متحده برای مهاجران اروپائی مقصد اصلیست، ولی عمدتاً آنها جذب معدودی از ایالات می شوند. کالیفرنیا، نیویورک و ماساچوست همچنان به عنوان محبوبترین مقصد برای دانشمندان، مهندسان و دیگر نیروهای کار ماهر اروپائی باقی مانده اند. به همین ترتیب در تحقیقی بر روی فرار مغزها از فرانسه به ایالات متحده تشخیص داده شد که ایالات کالیفرنیا، نیویورک و ماساچوست، بیشترین تعداد متخصصین فوق دکترا را به سمت ایالات متحده جذب کرده اند. به نظر می آید که این مکانها یقیناً دارای پویائی های خاصی هستند که آنها را در اولویت جذب بهترین دانشمندان و مهندسان قرار می دهد و بنابراین میزبان تحقیقات درجه اول می شوند.

تفاوت اصلی بین امریکا و اروپا در استقرار امکانات علمیست. درست است که موسسات تحقیقاتی اروپائی میتوانند در بعضی از زمینه ها بهتر از مؤسسات امریکائی عمل کنند، ولی آنها فاقد قدرت جذابیتی هستند که بتواند آنها را به مراکز محوری و اساسی در زمینه خود تبدیل کند. به عنوان مثال دانشگاههای اروپائی دانشجویان بین الملی کمتری نسبت به دانشگاههای امریکائی، جذب می کنند در حالی که در بسیاری از دانشگاهای اروپائی تحصیل رایگان است.

وجود مراکز برتری در مکانهایی خاص و عدم وجود آن در مناطق دیگر، دو عامل اصلی جذب و دفع می باشند. به نظر می رسد که ایالات متحده دارای بسیاری از اینگونه مراکز با ساختار باز و قابل انعطاف شغلی، فرهنگ کار آفرینی قوی، استاندارد و کیفیت بالای زندگی می باشد. برای مثال وقتی در سال ۱۹۹۶ مؤسسه تحقیقات آلمان متقبل هزینه ۱۰۲۸ نفر از بورسیه های آلمانی برای رفتن به خارج از کشور شد، تعداد ۶۴۱(تقریباً ۶۰%) نفر ایالات متحده را به عنوان مقصد انتخاب کردند. به همین ترتیب در اروپا نیز، سویس، صاحب عمده مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی (مانند CERN، آزمایشگاه IBM نزدیک زوریخ و مؤسسه تکنولوژی فدرال در باسل، لوزان و زوریخ) و بالاترین استانداردهای زندگی در اروپا، در جذب داوطلبین Ph.D از کشورهای دیگر اروپایی موفق تر بوده است ( ۲۶% از داوطلبان آن کشورها).

این کشش علمی به نوبه خود این اثر مضاعف را دارد که باعث تحریک همه انواع فعالیت های مرتبط در منطقه مورد بحث شده، در نتیجه، حتی جذب فعالیتهای علمی بیشتری را به دنبال خواهد داشت. جریان ورود داوطلبان دکترا و محققین فوق دکترا و دانشمندان با سابقه تر، مخزن غنی علم و دانش را برای کشورهای دریافت کننده تأمین کرده و این کشورها را در موقعیتی مناسب نسبت به دیگر کشورهای رقیب قرار می دهد. به عنوان مثال در سال ۱۹۹۴، برای یک کارخانه متوسط، ۵ مقاله که با همکاری شخصیتی دانشگاهی و دانشمندان کارخانه ها تالیف شد موجب افزایش ۵ محصول بیشتر در حال توسعه و ۳۵ محصول بیشتر در بازار و ۸۶۰ کارمند شد.

عده زیادی بر این باورند که بخش IT در ایالات متحده از کمبود نیرو رنج می برد. در نتیجه این ترس وجود دارد که بخش IT ایالات متحده کشور های دیگر را خالی از نیرو های متخصص در این زمینه کند. هرچند اخیراً این مسأله توسط برخی تحقیقات در ایالات متحده مورد تردید واقع شده است. تحقیقاتی که در آنها کارخانه ها را به ترجیح استخدام مهندسین تازه کار از کشورهای در حال توسعه متهم می کنند، کسانی که نسبت به همتایان بومی خود حاضر به دریافت حقوق کمتری می باشند. در کارگاهی که توسط موسسه Sloan در سال ۱۹۹۷ در ارتباط برخورد با مسائل " مهاجرت دانشمندان و مهندسین خارجی به ایالات متحده " برگزار شد، اظهار نظر های ذیل بیان گردید: پروفسور Paul Ong از دانشگاه UCLA(University of (California in Los Angles، دریافته بود که مهندسین مهاجر تا ۳۰% کمتر از همقطاران بومی خود حقوق می گیرند. به علاوه در بررسی به عمل آمده توسط Norman Matloff از UCLA گفته شد که تنها ۲% از ۱۲۰.۰۰۰ درخواست کار به میکروسافت پذیرفته می شود که خود به روشنی نشان دهنده همان کمبود مورد بحث می باشد.

در همان کارگاه، تحقیق دیگری که در ایالات متحده توسط Robert Zachar از رصدخانه Harvard Smithsonian به عمل آمده بود، ارائه شد. مطالعه نشان داد که ایالات متحده در حال حاضر به ازای هر شغل موجود، در حال آموزش ۲ دانشمند Ph.D می باشد. سرویس مهاجرت و اقامت نیز فکر نمی کرد که این بار لابی صنعت IT در افزایش سهم نیروی کار خارجی خود یا هر گونه آزاد کردن بیشترسیاستهای امور مهاجرت موفق شود. به نظر می رسد که وضعیت در مورد این موضوع در ایالات متحده در حال تغییر است.

درخواست برای نیروی کار ماهر خارجی با جستجو برای نیروی ارزانتر در ارتباط است، نه اینکه پاسخی باشد به کمبود منبع.

هدف اینگونه سیاستهای مهاجرت، معمولاً نیروی کار ارزانتر است، که از کشورهایی با استاندارد زندگی پائین تر از کشورهای عضو اتحادیه اروپا کشیده شده است. عوامل دفع و جذب برای تحرک بین المللی مهارتها، بین کشورهای پیشرفته بر پایه رقابت برای برتری در حال چرخش است.

افراد در جستجوی موقعیتهای برتر شغلی می باشند و سازمانها به دنبال افراد برتر، در همین نقطه است که عرضه و تقاضا تلاقی کرده و برتری تولید شده، باقی می ماند.

کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته از تغییرات بازار نیروی کار بر روی حرکت نیروهای کاری حرفه ای را به دو گونه مختلف متاثر می شوند. آنچه ممکن است در مورد کشورهای در حال توسعه مورد بحث باشد این است که تراز پرداخت ها با فرستادن افراد به خارج از کشور بیشتر به سمت سوددهی است زیرا آنها می توانند مبالغ قابل توجهی پول به وطن بفرستند. در اروپا مسأله معمولاً این مسأله مطرح نیست و اثرات منفی مهاجرت نیروی کار حرفه ای در مقابل هر مبلغی که ممکن است این افراد به کشور خود بفرستند که اختلافی بسیار جزئی نیز با درآمد آنان در کشور خودشان دارند اصلاً قابل مقایسه نیست.

در مرکز اروپا از فرار مغزها با اصطلاح la crème de la crème نیز یاد می شود، به معنای "دانشمندان ستاره" درخشانترین و بهترین و کسانی که استعداد هایشان می تواند منافع و صرفه جوئی های فراتر از حد انتظار برای کشورهای میزبان آنها داشته باشد. به عنوان مثال در گذشته محققان اروپایی در ایالات متحده، منبع در آمد بسیار مهمی برای کشورهای خود بوده اند، برندگان بسیاری از جوایز خاص نوبل در ایالات متحده، اروپایی بودند. از این گذشته در واقع آنها اغلب در زمینه های مورد رقابت تازه کار بوده و مایل بودند کار خود را بالاتر از حد میانگین تضمین کنند. همچنین اکثراین برندگان جوانان بین ۲۰ تا ۴۰ سال بودند، بنابر این پر بار ترین سالهای زندگی خود را می گذراندند. علاوه بر این عواملی که آنها را جذب می کند، با عوامل جاذب دانشمندان از کشورهای در حال توسعه، متفاوت است.

در مقوله مهاجرت اروپاییان، "برتری" و "اثرات زنجیری" در مرکزیت موضوع قرار می گیرند.

کیفیت کارمندان تازه اروپایی می توانست اثرات زنجیری مثبتی بر روی توانایی جذب بیشتر کارمندان با تواناییهای بالاتر داشته باشد. این مکانیسم به عنوان نمونه در میان دانشجویان بزرگسال تازه فارغ التحصیل از دانشگاه های امریکایی قابل مشاهده است. دانشگاه هایی که بهترین عملکرد آموزشی را به کار می گیرند، بهترین دانشجوها را نیز جذب می کنند.

این حقیقت که تعداد قابل توجهی از دانشمندان تراز اول اروپایی خارج کشور زندگی می کنند می تواند چالشی جدی برای اروپا در برخی قسمتها مانند علوم زیستی باشد. به عنوان مثال باور تاریخی بر این است که تحقیقات بر روی قرص های ضد بارداری به دنبال مهاجرت دانشمندان اروپایی دردوران پس از جنگ به امریکا منتقل شد.

طی مطالعه ای توسط Zucker بر روی ترقی صنعت بیوتک در ایالات متحده، آورده شده: "ما نتیجه گرفتیم که رشد و انتشار سرمایه انسانی روشنفکر تعیین کننده اصلی زمان و مکان آغاز و توسعه صنعت بیوتکنولوژی امریکا بود [...] به نظر می رسد سرمایه انسانی روشنفکر در دانشگاه های بزرگ و مهم شکوفا می شود."

● سیاست گذاری های لازم

از آنجایی که اغلب دانشمندان اروپایی مقیم خارج بازگشت را مسئله ای مشکل می پندارند، بخش خصوصی می تواند در جذب اروپاییان در صدد بازگشت و تشویق و دلگرمی آنها برای برگشتن نقش عمده تری بازی کند. بخش غیر خصوصی به تنهایی قادر به جذب همه این استعدادها نیست. در ایالات متحده عمده ترین قسمت فارغ التحصیلان Ph.D (تقریباً ۳۰%) بعد از بخش دانشگاهی، در استخدام بخش خصوصی می باشند. بخش خصوصی می تواند نقش بسیار مفیدی در سرمایه گذاری مشترک با بخش غیر خصوصی بازی کند و بدینوسیله مراکز تحقیقاتی و مهندسی "برتری" می تواند در اروپا بر پا گردد. این موضوع یقینا می تواند وضعیت احتمالی "فرار مغزها" را به مسئله ای که برخی از آن با عنوان "گردش مغزها" یاد کرده اند، تبدیل کند.

نعیمه حسینی دانشجوی پزشکی.عضو کمیته پژوهش های دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
منابع:
۱ Johnson، J. M. & Regets، M.، International Mobility of Scientists and Engineers To the US Brain Drain or Brain Circulation?، NSF Issue Brief ۹۸ ۳۱۶، June ۲۲، ۱۹۹۸.
۲ Présence Française en Science et Ingenierie aux Etats Unis: Cerveau en Voyag، Bureau du CNRS a Washington، ۱۹۹۷.
۳ Finn، Michael G.، Stay Rates of Foreign Doctorate Recipients from U.S. Universities، ۱۹۹۵،۱۹۹۷
۴ Lambert، R. D.، Foreign Student Flows And the Internationalization of Higher Education، American Council on Education/ Series on Higher Education، ۱۹۹۲.
۵ National Science Foundation Data Sources،۱۹۹۵.
۶ Salt، J.، International Movements of the Highly Skilled، OECD Occasional Papers No۳،۱۹۹۷
۷ Sloan Foundation Workshop، ۲۱ May، ۱۹۹۷، http://econ.bu.edu/ied/saesum.htm
۸ Stein، J. A. et al.، International Education and Training of Scientists & Engineers and their Employment in European Industry، PREST Report، published by the European Commission، ۱۹۹۶.
۹ Zucker، L.، Darby، M. & Brewer، M.، Intellectual Human Capital and the birth of US
Biotechnology Enterprises، NBER Working Paper Series، ۱۹۹۶.
۱۰ Zucker، L.، Darby، M.، Armstrong، J.، Intellectual Human Capital and the Firm: The Technology of Geographically Localized Knowledge Spillovers، NBER Working Paper N۰. ۴۹۴۶، ۱۹۹۴.
نشریه قاف ( www.ghaaf.ir )




نوع مطلب : فرار مغزها، 
برچسب ها : اروپا و فرار مغزها، اروپا، فرار مغزها، مغزها،